فونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا ساز

لطفا از تمام مطالب دیدن فرمایید.
از روایات معتبر استفاده میشود. این موضوع برای اولین بار از سوی وجود مقدس پیامبر اکرم مطرح گردیده است. به عنوان مثال میتوان به روایتی که جوینی نقل میکند استشهاد نمود. جوینی متوفی 730 هجری که علما ی اهل سنت از او به امام الحرمین و امام جوینی یاد کرده اند و مقام استادی شخصی همچون ذهبی را دارد. او این روایت را از رسول خدا اینگونه روایت میکند: «هر گاه فاطمه را میبینم به یاد حوادثی میافتم که پس از من برای او رخ میدهد. گویا با چشم خود میبینیم که ذلت در خانه ی وی داخل شده. حرمتش شکسته، حقش غصب گردیده، از ارث محروم داشته، پهلویش بشکسته و فرزندش در رحم سقط گردیده فریاد میزند: یا محمدا ! ولی کسی به داد او نمیرسد. فاطمه  اولین شخص از اهل بیت من است که غمگین و ستم دیده به شهادت رسیده و به من ملحق میگردد» (فرائد السمطین، ج 2، ص 35، الباب السابع، ح 371، الامام الجوینی)

هجوم به خانه وحی و آتش زدن آن در منابع اهل سنت:

آلوسی وهابی این روایت را به نقل از کتاب « ابان بن عیاش»   آورده و سند آن را نیز رد نکرده است:

او می‌گوید: همچنین در کتاب ابان آمده است: وقتی ابوبکر برای بیعت به دنبال علی فرستاد و علی قبول نکرد عمر عصبانی شد و درب خانه‌ی علی را به آتش کشید و داخل خانه شد. فاطمه برابر او قرار گرفت و فریاد زد: «یا ابتاه یا رسول الله» تازیانه به بازوی وی زد در این هنگام فریاد فاطمه برخاست «یا ابتاه» علی ناگهان از جای برخاست و گریبان عمر را گرفت و او را به شدت بر زمین کوبید و ضربه‌ای محکم بر بینی و گردن عمر نواخت ...

(روح المعانی فی تفسیر القرآن، ج 3، ص 124)

شهرستانی متوفی 548 هجری از علمای اهل سنت مینویسد: نَظّام گفته است: عمر در روز بیعت به شکم فاطمه ضربه زد که منجر به سقط نوزاد وی شد. عمر فریاد میزد: این خانه را با هر که در آن است به آتش کشید. این درحالی بود که در خانه به جز علی، فاطمه، حسن و حسین کسی نبود و محسن در شکم فاطمه سقط گردید. ( الملل و النحل، ج 1، ص 57)

مسعودی شافعی در کتاب اثبات الوصیة آورده است: به سوی خانه علی رفته بر آن هجوم برده درب خانه اش را آتش زده او را به زور از خانه بیرون کشیده و سرور زنان عالم را مورد فشار درب قرار داده و محسنش را سقط نمودند. ( اثبات الوصیة، مسعودی، ص 143)  

ابن ابی شیبه متوفی 239 از اساتید محمد بن اسماعیل بخاری در کتاب المصنف مینویسد: هنگامی که مردم با ابوبکر بیعت کردند علی و زبیر در خانه فاطمه به گفتگو میپرداختند و این خبر به عمر بن خطاب رسید و او به درب خانه فاطمه آمد و گفت: ای دختر رسول خدا به خدا سوگند محبوب ترین افراد نزد ما پدر تو و پس از او خود تو هستی امّا این محبت مانع از آن نخواهد شد که اگر این افراد در خانه تو جمع شوند من دستور ندهم این خانه را بر اهل آن به آتش کشند. عمر این جمله را گفت و بیرون رفت. هنگامی که علی و زبیر به خانه باز گشتند دخت گرامی پیامبر به علی و زبیر گفت:  عمر نزد من آمد و سوگند یاد کرد که اگر اجتماع شما تکرار شود خانه را بر شما به آتش کشد. به خدا سوگند او آنچه را که سوگند خورده انجام میدهد. (الکتاب المنصف فی الاحادیث و الآثار، ج 7، ص 432، ح 37045)

بلاذری در کتاب الانساب الاشراف مینویسد:  ابوبکر برای بیعت به دنبال علی فرستاد و چون وی از بیعت با ابوبکر سرپیچی کرد عمر با شعله آتش سوی خانه فاطمه رفت. فاطمه پشت درب خانه آمد و صدا زد: ای پسر خطاب ! آیا تو میخواهی درب خانه را به روی من آتش زنی؟ عمر پاسخ داد: آری این کار دین پدرت را محکم تر میسازد. (انساب الاشراف، بلاذری، ج 1، ص 586)

ابن قتیبه دینوری مینویسد: ابوبکر در مورد کسانی که همراه علی بودند و از بیعت با او خودداری کرده بودند پرسش کرد و چون فهمید آنها در خانه ی علی گرد آمده اند عمر را به دنبال آنها فرستاد. عمر به درب خانه ی علی آمد و آنها را صدا زد تا بیرون بیایند و با ابوبکر بیعت کنند ولی آنان از این کار خودداری کردند. عمر هیزم طلب کرد و گفت: سوگند به خدایی که جانم در دست اوست اگر از خانه خارح نشوید خانه را با تمام ساکنانش به آتش میکشم. به اون گفتند: ای عمر! فاطمه در این خانه است. گفت: حتی اگر فاطمه هم باشد من تصمیم خود را عملی میکنم. .... فاطمه جلوی درب ایستاد و فرمود: برای من دیدار هیچ مردمی همچون شما بد و نفرت انگیز نیست. جنازه رسول خدا را روی دستان ما تنها گذارده، خلافت را میان خود سهم نمودید و در این خصوص از ما هیچ جویا نشده و حق ما را به ما بازنگرداندید. ( الامامة و السیاسة، ج 1، ص 19)

در تاریخ طبری آمده است: عمر به سوی خانه علی که طلحه، زبیر و گروهی از مهاجران نیز در آن بودند آمد و گفت: به خدا سوگند برای بیعت با ابوبکر از خانه خارج شوید وگرنه خانه را به آتش میکشم. ( تاریخ طبری، ج 2، ص 233)

ذهبی در شرح حال احمد بن محمد السری میگوید: عمر چنان به فاطمه لگد زد که محسن را سقط کرد. ( میزان الاعتدال، ج 1، ص 283) ( لسان المیزان، ج 1، 268)





طبقه بندی: شبهات وهابیت وپاسخ،  مطالب مناسبتی، 
برچسب ها: شهادت، حضرت، فاطمه، و، پیشگویی، پیامبر، در، منابع، اهل، سنت، وهابی،  
دنبالک ها: یک جرعه انتظار،  

تاریخ : یکشنبه 3 اردیبهشت 1391 | 07:49 ق.ظ | نویسنده : عباس عباسی | نظرات
لطفا از دیگر مطالب نیز دیدن فرمایید
.: Weblog Themes By M a h S k i n:.